06.15.07

دست های آغشته به خون انسان

نوشته شده در اجتماعی در 11:24 ب.ظ با asemansoft

حمله به هر كجاي دنيا محكوم است و ترويسم‏هاي جهاني انسان‏هايي هستند كه روح حيواني‏شان بر نفس آدميت‏شان غلبه كرده ، گويي روح خدايي ندارند. گاه مي‏شود كه آنقدر عقايدشان پست و ذبون است كه چون لياقت و استحقاق بيان كلام ندارند آنرا بمبي ساخته و عده‏اي را به‏خون مي‏كشند. بايد اين را گفت و ديگر گفتن خطاست.
مي‏شنويم و مي‏بينيم كه حرمت حرمين عسكريه را شكستند ، سال پيش هم‏همينطور ، چند سال پيش هم در مرقد امام غريب ، علي‏بن‏موسي‏الرضا بمبي منفجر شد و ما را به سوگ همشهريان و هم‏ميهنانمان نشاند. اما مشكل چيست و چه راه حل‏هايي مي‏توان يافت؟
نگوييد كه او ضد اسلام و جهاد است اما مي‏خواهم نشان دهم كه ما نيز خطاهاي بسيار كرديم.
اگر ماهواره داشته باشيد مي‏توانيد حملات مسلمين را به نقاط مختلف جهان ببينيد (كساني كه بنام اسلام دست به ترور مي‏زنند). بسيار شده روزي كه ما در تلويزيون با افتخار مي‏گوييم در عمليات انتحاري گروه از شاخه نظامي فِلان چند اسراييلي زخمي و به هلاكت رسيدند و غاصبان رژيم اسراييل به بمباران منطقه‏ي فلان پرداختند كه چندين غير نظامي شهيد شدند. اما در همان‏حال كشورهاي غربي مي‏گويند مسلمانان چند اسراييلي زا شهيد ساختند و سربازان شما چند مزدور فلسطيني را به هلاكت رسانند. همچنين رهبر فلام گروه ترويستي كه در منزلي تحت تدابير شديد امنيتي بود در يك عمليات نظامي پيچيده با دلاوري فرزندان شما كشته يا دستگير كردند منابع آگاه از افشاي اعترافات بازداشت‏شدگان سخن مي‏گويند!! و همزمان مناطق تخريب شده را نمايش مي‏دهند همراه با چند غير نظامي كه در حال شيون و زاري هستند يا آمبولانسي حامل چند نوجوان مجروح اسراييلي…
به نفس مبارزه كاري ندارم ، فقط مي‏خواهم بگويمغربيان و آمريكاييان از حركات مسلمين چنين برداشتي‏هايي دارند و هر كجا ، به هر كس بگويي من مسلمانم يا من ايرانيم آنرا من تروريسم هستم مي‏شنود ، نه چيز ديگر.
نكته‏ي بعد شعبه‏هايي است كه در اديان مختلف شاهد هستيم كه بهترين منطقه براي حملات بدانديشان و كژانديشاني است كه منافعشان در جنگ‏هاي مذهبي و قومي و تفرقه ملتها است. به جاي آنكه اديان ، مذاهب و فرقه‏ها نقاط اشتراك را جستجو كنند فقط به نقاط تفريق مي‏انديشند و براي برقراري عدالت! يكديگر را ذبح كرده و تا در پيشگاه رب‏شان قرباني قابل قبولي ارايه دهند. باورها و تقلي اشتباه از دين آنچنان عادي گشته كه دين برابر با كشته‏هاي بيشمار معنا مي‏شود ، در و براي مذبح خداوند.
اين را نمي‏دانيم اول انسانيت سپس دين و اعتقاد و باور ، اگر انسانيت را فراموش كنيم همان قابيلي خواهيم بود كه برادر خويش را به دست خويش از پاي درآورد و به خاكش افكند (او را مجال توبه بود و ما را نه). آيا هابيل را توان ايستايي در برابر قابيل نبود؟
و گفت اگر بر من دست دراز كني دست بر تو دراز نخواهم كرد.
در جهان كنوني حركتي اشتباه برخوردي دو چندان در پي خواهد داشت زيرا مسحيت و يهوديت كه به‏واقع يك دين‏ند. مسحيت همان يهوديت تعديل شده‏ است ، در قالب آدمي كه همانند نداشت. افسوس كه دين‏ها چه زود تحريف مي‏شوند و مردان خدا بر دارهايمان لانه دارند…
جنگي بپا است كه هيچ خيري در آن نيست ، همه شر است زيرا كشتاري است انساني آنهم نه از روي ايمان و جهاد بلكه از روي هوس و شهوت و احساس تصاحب قدرت و نشان دادن حاكميت برحق‏مان‏! و سخن خويش بر كرسي نشاندن.
تاريخ را برندگان مي‏نگارند در آن جهت كه بايد بنگارند. پائولو كوليو سخن زيبايي دارد: كِه مي‏داند بربرها كِه بودند ، آيا آنان به‏واقع همان اقوام وحشي بودند كه ما در كتاب‏ها مي‏خوانيم‏شان؟. يا نه مورخان آن گونه تصوير كردند كه حكام برايشان خوانده‏بودند.
آيا واقعاً ما همان تروريسم‏ها و بيماران رواني هستيم كه تاريخ امروز از ما ياد مي‏كند؟ يا ديگران آن موجودات آخرت فروخته‏اي هستند كه امروز را انگونه دوست دارند قلم مي‏زنند و بر دار دنيا اينگونه نقش مي‏سازند؟
مي‏دانم هر دو در اشتباه‏ند زيرا نه جهاد ما الهي است و نه دنيا تا ابد بر مدار خواست‏هاي آنان مي‏چرخد. روزي ديگر باز ما حريم آنان بشكنيم و با طرحي در اختلافشان اندازيم و خود بدنبال حكومت زمين بر‏آييم به هر نامي كه بتوانيم.
اما بياييم دست انتقام در آستين فرو برده و شكيبايي پيشه و توشه راه سازيم بر چنين مصائب. و يقين‏مان بر آن كه زمين را صاحبي است و آدمي را ، خود قصاص خون‏ها بستاند و كاخ‏هايشان را ويرانه سازد.

نوشتن دیدگاه